تبليغاتX
ترجمه ادبیات کوردی

ترجمه‌ی دو شعر از قباد جلی زاده

 

 

" ویرانی چراغ "

 

 

تو شهیدتر از من و

 شهیدتر از تو، من

 تو را عشق وطن میکشد

 مرا عشق زن

برای تو در شاهراه‌ یک شهر تندیسی

برای من دردل شاهبانوویی قشنگ چراغی

 حزبی تندیس میشکند

 حزبی فشنگ بر دل زن میزند

 خلق شهیدتر از خاک و

 شهید تر از خلق، خاک

 

     *********    

 

 

"با تمام وجود، زن "

 

 چون شمایان من نیز

 مردی سیاه‌ و سفید بودم

 سفید همچون ذغال

 سیاه‌ همچون برف

زن ی که‌ ده‌ انگشتش از رنگ بود

 مرا رنگ کرد

موهایم قهوه‌یی

 چشمانم خرمایی

پوستم گندمی

 عینکم فوتوکروم

شالگردنم پسته‌ای

 و پالتوام حلوایی  

 زن ی که‌ لبخندش جنگلی از رنگ بود

 رنگانید لبم را با بووسه‌

 رنگانید محاسنم را با عطر

 رنگانید سبیلم را با قیچی

 چون شمایان من نیز

 مردی سیاه‌ و سفید بودم

زن ی که‌ سراپای روحش رنگ بود

 رنگانید قلمم را با آفرینش

 رنگانید واژه‌هایم را با جرأت

 رنگانید قصیده‌هایم را با صداقت

 یکی از قصیده‌هایم را نامید: "با تمام وجود، زن "

چون شمایان من نیز

 سفیدترین ذغال و سیاهترین برف بودم.

زن ی که‌ انگشتانش ده‌ رودخانه‌ی رنگ بود

 انگشتانم را غرق در رنگ کرد

 حال من طوفانی از رنگم

 مردان سیا ه‌ و سفید را رنگ میکنم

 زن ان سیا ه‌ و سفید را رنگ میکنم

 وطن را رنگ میکنم

 تاریخ را رنگ میکنم

 رنگ را رنگ میکنم!!  

 

 

**********

 

 

   ترجمه شده از كتاب " شهید تنهایی قدم میزند"

+ نوشته شده توسط کامیل در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386 و ساعت 18:42 |

 

 

ترجمه چند شعر از فرهاد پيربال

 

 

به‌ فروغ فرخزاد

 

در خيابانهای سرد شب

به‌ پنجره‌های زرد آسمان خیره‌ میشوی

و برف دلت را بر کاج سوخته‌ی موهایت میبارانی

ـ حلق چرا تشنه‌ی جرعه‌ای شراب میشود؟

خلق چرا خسته‌ی زندگانی خراب میشود؟

اینقدر تارموهای زلفت را به‌ ستاره‌ها گره‌ نزن!

لهیب قلب زخمیت

فریب و غبار این سرزمین را نمی افروزد

زیرا حقیقتی که‌ در دل من و تو برق میزند

از چراغ قصرها و جاده‌ها روشنتر نیست

در روز تولدت

اشک برای چشمان و غم برای دلت میگرید

تو هم در استانه‌ی رود و طنین ابر

خود را به‌ سوهان غم جهانی با رنجهای ابدی میسپاری

ـ من امشب در خواب خویش

  قافله‌ سالار کاروانی بودم

  که‌ مردمانش در این سرزمین رنج

  تازه‌ از خوابی سبز بیدار شده‌ بودند.

 

 

******

 

 

به‌ دختران خوابگاه‌

 

برق : ... صفر

یک در

یک پنجره‌

یک سشوار

یک کمد لباس

یک رادیو (که‌ اون هم شکسته‌)

یک کولر

یک ضبط صوت

دو تختخواب

سه‌ غم و حسرت

چهار دیوار

در این چهار دیواری

پنج شنبه‌ است و

هزاران راز و نیاز

 

******

 

 

به‌ تونی بلر

(که‌ برای ژاک شیراک تعریفش کنه‌)

 

جورج بوش هیچی نداره‌

هیچ چیزی نداره‌

به‌ جز اون چیزهایی که‌

کردهای تعریب شده‌ خانقین و موصل و

آواره‌های کرکوک و

عگال به‌ سرهای احمق خلیج بهش میدن.

 

**

 

        در سالهای حکومت بعثیها بر عراق در راستای سیاست تعریب در مناطق نفتخیز جنوب کوردستان صدها هزار کرد از خانه‌های خود رانده‌ شده‌ و حکومت عراق خانه‌هایشان را به‌ عربهایی که‌ از جنوب عراق می اورد واگزار ميكرد. هنوز هم بیش از 200000 کرد آواره‌ بوده‌ و به‌ خانه‌های خویش باز نگشته‌اند.

 

        در سلسله‌ عملیاتی به‌ اسم انفال (بر گرفته‌ از سوره‌ی انفال در قران) در سال 1988 که‌ در 8 مرحله‌ در جنوب کوردستان انجام گرفت بیش از 182000 کرد زنده‌ به‌ گور شده‌ و بیش از 200000 نفر اواره‌ شدند. در این عملیاتها 4000 روستای کوردستان با خاک یکسان شد.

 

 

******

 

 

به‌ اردشیر رستمی

 

ایران از کورد و آذری و فارس و عرب و بلوچ و

مازندرانی و ارمنی نوشید

همه‌ی اینها هم قبلا" از شعر نوشیده‌ بودند

تو هم امدی: مست

از چشمه‌ هفت تایشان نوشیدی

و تابلوهایی خلق کردی

که‌ تا ابد انسانیت از آن مینوشد.

 

******

 

 

به‌ موسا عنتر

( برای اینکه‌ ابراهیم تاتلس خجالت بکشد)

 

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: دارا

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: دو

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: درخت

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: دارا دو درخت دید

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: آواز

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: ازادی

من توانستم در ترکیه‌ بنویسم: کوردستان

 

**

        بیش از 20 ملیون کورد در ترکیه‌ زندگی میکنند.بر اساس قانون اساسی ترکیه‌ خواندن و نوشتن و حتی حرف زدن به‌ زبان کوردی ممنوع است. کلمه‌ کوردستان نیز ممنوعترین کلمه‌ در ترکیه‌ میباشد و افراد بسیاری به‌ خاطر حرف زدن به‌ زبان کوردی یا گفتن کلمه‌ کوردستان به‌ زندان افتاده‌اند.

 

        در جنوب کوردستان (کوردستان الحاق شده‌ به‌ عراق) کودکان در کلاس اول ابتدایی، اولین جمله‌ی کوردی که‌ خواندن و نوشتنش را یاد میگیرند، عبارت است از: "دارا دوو داری دیت" یعنی "دارا دو درخت دید" . درست شبیه‌ "بابا آب داد" در زبان فارسی.

 

        موسا عنتر: از روشنفکران و روزنامه‌نویسان نامدار شمال کوردستان (کوردستان الحاق شده‌ به‌ ترکیه‌) که‌ به‌ دلیل دفاع از حقوق کوردها و نوشتن به‌ زبان کوردی سالها به‌ زندان افتاد و در سال 1986 ترور شد.

 

        ابراهیم تاتلس خواننده‌ی نامی کورد ترکیه‌ که‌ به‌ زبان تورکی آواز میخواند او بارها کورد بودن خود را انکار کرده‌ است.

 

 

 

 

ترجمه شده از كتاب " به پسرم رودان"

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط کامیل در شنبه 15 اردیبهشت1386 و ساعت 2:51 |